تبليغاتX
دختر کوروش

دختر کوروش

دوستان سبز همانگونه که سایت های خبری اطلاع دادند مراسم بزرگداشت آیت الله طالقانی در حسینیه ارشاد چهارشنبه ساعت 16:30 برگزار خواهد شد .این مراسم که با دعوت از عموم مردم قرار است برگزار شود بی شک لرزشی بر پیکره ی کودتاچیان خواهد انداخت .همه با هم حضور یابیم تا جان دگرباره به جنبش دهیم .
نوشته سهیلا در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 ساعت 15:10 | لینک ثابت |

بدون شرح!!!!

نوشته سهیلا در شنبه بیست و هشتم دی 1387 ساعت 21:9 | لینک ثابت |

 عشق به سرزمینم ایران مرا وا داشت تا هر آنچه در توان دارم برای آزادی وطن دریغ نکنم

در این سرای كه آن را وطنم ناميده اند

هر روز در جويهايش خون جاريست

هر روز تني تن ديگر را ميدرد

هر روز صداي گريه طفل بي مادر گوشم را همچون صداي خرد شدن-

استخوان هايم آزار ميدهد

هر روز ميزنند

هر روز ميشكنند

و تازيانه ميزنند بر تن فرشتگان

فرشتگاني كه جز آزادي چيزي را نميخواهند

ميزنند ٬ ميشكنند وخرد ميكنند

به عرشي كه جز رضالت٬ ديكتاتوري و خون خواهي چيزي در آن نميتوان يافت

هر روز

هر روز

و هر روز شاهد آنيمكه اين وطن را ميفروشند و به يغما ميبرند

من٬ ما٬ همه و همه اين راميبينيم امّا دم نميزنيم

اي مردم

اي مردم

همه با هم  هم صدا فرياد بزنيد

فرياد بزنيد و بگوييد كه چه خونها ازتان ريخته شده

بگوييد كه چه ميخواهيد از زندگيتان

دختر٬ پسر٬ زن٬مرد٬پير و جوان همه با هم

فرياد خود را با مشت هاي همدلي بر سر اين زالو صفتان فرود آييد

تا وطن زيبا شود

تا وطن دريايي شود

اي مردم به پا خيزيد

تا وطن بوي خوش عشق گيرد

تا وطن جاي مرداب خون را به گلزار دهد

........تا وطن بوي ياس گيرد.........

 سرزمینم من ایستاده ام  جان میدهم که تو ازاد باشی   تن من فدای سرزمینم   جاوید ایران     

نوشته سهیلا در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ساعت 18:44 | لینک ثابت |

وطن مرزهای قلب من است محدوده ای که در آن به شدت حس ناسیونالیستی می کنم وطن من در روزهای بیم و امید بسیاری زیسته است.... مردان و زنانش خون و دل ها خورده اند و مصیبت های بزرگی را در طول تاریخ به دوش کشیده اند و در خستگی مفرط جان دادند تا فریا د بر آوردند ای ایران .... کوله بارم درد و رنجی است به بزرگی نسل ها که بر دوش می کشم

 خفتن در این خاك براستی افتخاري است، به عظمت انديشه و به اوج آزادي. ذرات معلق در آن فضا، مملو است از عشق مادران به فرزندان، نگاه منتظر همسران و ناله كودكان دلتنگ. عزيزان هزاران هزار مرد و زن و كودك چشم به در دوخته، در آن خاك، آرميده اند. هزاران مادر و فرزند و همسر، پريشان به دنبال نشاني از پاره تن خود در آن خاك هستند. آنان براي تسلي خاطر خود و جهت زنده نگاه داشتن ياد جگرگوشه هايشان، كنجي از آن خاك را مقبره فرضي عزيز خود تجسم كرده اند و آن را با سنگ و صدف آرائيده اند و نشان گذارده اند. آنان بر سر مزار فرضي عزيزشان مويه ميكنند و حسرت تراشيدن سنگ قبري، براي گور دلبند خود را، به دوش ميكشند و دم بر نميآورند

نوشته سهیلا در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 20:7 | لینک ثابت |

 

اين جا ايران است


سرزمين خشت هاي گلي و ستون هاي استوار

سرزمين شقايق هاي هميشه سرخ و سروهاي هميشه سبز

اين جا ايران است

کشور اهورايي ايران

با مردماني چون کوه ها مقاوم

با دل هايي مهربان ، دستاني گرم و با محبت و گام هايي استوار

اين جا ايران است

سرزمين ايرج و سياوش و سهراب و آرش

سرزمين گيو و بابک و زرتشت

اين جا ايران است

سرزمين آن ها که ماندند ، آن ها که رفتند

آن ها که ماندند مي ايستند ، مي رزمند ، مي خندند ، مي گريند

آن ها که رفتند ، خاطره گذاشتند و رفتند

 

 

نوشته سهیلا در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 23:26 | لینک ثابت |

 شبی دل بود و دلدار خردمند / دل از دیدار دلبر شاد و خرسند

که با بانگ بنان و نام ایران / دو چشمم شد ز شور عشق گریان

چو دلبر شور اشک شوق را دید / به شیرینی ز من مستانه پرسید

بگو جانا که مفهوم وطن چیست / که بی مهرش دلی گر هست دل نیست

به زیر پرچم ایران نشستیم / و در را جز به روی عشق بستیم

به یمن عشق در ناب سفتیم / و در وصف وطن اینگونه گفتیم

وطن یعنی درختی ریشه در خاک / اصیل و سالم و پر بهره و پاک

وطن خاکی سراسر افتخار است /که از جمشید و از کی یادگار است

وطن یعنی سرود پاک بودن / نگهبان تمام خاک بودن

وطن یعنی نژاد آریایی / نجابت مهرورزی باصفایی

وطن یعنی سرود رقص آتش / به استقبال نوروز فره وش

وطن خاک اشو زرتشت جاوید / که دل را می برد تا اوج خورشید

وطن یعنی اوستا خواندن دل / به آیین اهورا ماندن دل

وطن شوش و چغازنبیل و کارون / ارس زاینده رود و موج جیهون

وطن تیر و کمان آرش ماست / سیاوش های غرق آتش ماست

وطن فردوسی و شهنامه اوست / که ایران زنده از هنگامه ی اوست

وطن آوای رخش و بانگ شبدیز / خروش رستم و گلبانگ پرویز

وطن شیرین خسرو پرور ماست / صدای تیشه افسونگر ماست

وطن چنگ است بر چنگ نکیسا / سرود باربدها خسرو آسا

وطن نقش و نگار تخت جمشید / شکوه روزگار تخت جمشید

وطن را لاله های سرنگون است / ز یاد آریو برزن غرق خون است

وطن منشور آزادی کوروش / شکوه جوشش خون سیاوش

وطن خرم ز دین بابک پاک / که رنگین شد ز خونش چهره خاک

وطن یعقوب لیث آرد پدیدار / ویا نادر شه پیروز افشار

به یک روزش طلوع مازیار است / دگر روزش ابومسلم بکار است

وطن یعنی دو دست پینه بسته / به پای دار قالی ها نشسته

وطن یعنی هنر یعنی ظرافت / نقوش فرش در اوج لطافت

وطن در هی هی چوپان کرد است / که دل را تا بهشت عشق برده است

وطن یعنی تفنگ بختیاری /غرور ملی و دشمن شکاری

وطن یعنی بلوچ با صلابت / دلی عاشق نگاهی با مهابت

وطن یعنی خروش شروه خوانی / زخاک پاک میهن دیده بانی

وطن یعنی بلندای دماوند / ز قهر ملتش ضحاک در بند

وطن یعنی سهند سر فرازی / چنان ستار خانش پاک بازی

وطن یعنی سخن یعنی خراسان / سرای جاودان عشق و عرفان

وطن گلواژه های شعر خیام / پیام پر فروغ پیر بسطام

وطن یعنی کمال و الملک و عطار / یکی نقاش و آن یک محو دیدار

در این میهن دو سیمرغ است در سیر/ یکی شهنامه دیگر منطق الطیر

یکی من را ز دشمن می رهاند / یکی دل را به دلبر می رساند

خراسان است و نسل سربداران / زجان بگذشتگان در راه ایران

وطن خون دل عین القضات است / نیایش نامه پیر هرات است

وطن یعنی شفا قانون اشارت / خرد بنشسته در قلب عبارت

نظامی خوش سرود آن پیر کامل / زمین باشد تن و ایران ما دل

وطن آوای جان شاعر ماست / صدای تار بابا طاهر ماست

اگر چه قلب طاهر را شکستند / و دستش را به مکر و حیله بستند

ولی ماییم و شعر سبز دلدار / دو بیت طاهر و هیهات بسیار

وطن یعنی تو گنجینه راز / تفعل از لسان الغیب شیراز

وطن آوای جان می پرستان / سخن از بوستان و از گلستان

وطن دارد سرود مثنوی را / زلال عشق پاک معنوی را

تو دانی مولوی از عشق لبریز / نشد جز با نگاه شمس تبریز

مرا نقش وطن در جان جان است / همان نقشی که در نقش جهان است

وطن یعنی سرود مهربانی / وطن یعنی شکوه همزبانی

وطن یعنی درفش کاویانی / سپید و سرخ و سبزی جاودانی

به پشت شیر خورشیدی درخشان / نشان قدرت و فرهنگ ایران

زعطر خاک وطن گر شوی مست / کویر لوت ایران هم عزیز است

وطن دارالفنون میرزا تقی خان / شهید سرفراز فین کاشان

وطن یعنی بهارستان / حضوری بی ریا چون صبح صادق

زخاک پاک ما پروین بخیزد / بهار آن یار مهر آیین بخیزد

که از جان ناله با مرغ سحر کرد / دل شوریده را زیر و زبر کرد

وطن یعنی صدای شعر نیما / طنین جان فضای موج دریا

ز دریای وطن خیزد همی در / چو آژیر و چو دریادار بایندر

وطن یعنی تجلی گاه ملت / حضور زنده ی آگاه ملت

وطن یعنی دیار عشق و امید / دیار ماندگار نسل خورشید

کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

 


.

نوشته سهیلا در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 14:52 | لینک ثابت |


از میان ما مردمانی به پاي چوبه هاي دار رفتند تا جانشان را فداي آزادي و سربلندي كنند. هماناني كه از ميان ما رفتند تا مشعل پرفروز انديشه را مشتعل نگاه دارند. مشعلي كه اكنون، در آغاز هزاره سوم ميلادي، چون امانتي نفيس، به دست من و تو و ما سپرده شده است. بر ماست كه شعله ي سركش انديشه و آزادي خواهي و حق طلبي را، فروزان و باقي نگاه داريم، تا سربلند از آزمايش تاريخ، گوي و ميدان را به نسلهاي بعدي خود بسپاريم.

كوتاه سخن، آنكه، امروز اينجاييم تا ياد پدرانمان، مادرانمان، خواهران و برادرانمان و دختران و پسرانمان، كه آزاد انديشيدند و جان باختند را در اين ديار دور از وطن، زنده نگاه داريم. همان انسانهاي والايي كه انديشيدند. هماناني كه، خفت سكوت را برنتافتند و لذت آزاديخواهي را ولو با قيمت گزاف جان خود، عاشقانه، طلبيدند.

چه بسيار انسانهاي آزاده اي كه در راه پرفراز و نشيب احياي اين حقوق و آزاديها، دل خود را منور به انوار انديشه كرده اند. براي دفاع از باورهاي خود، در راه حق طلبي گام نهاده اند، مبارزه و مقاومت كرده اند و آزادي و جان خود را نيز سخاوتمندانه، گرو گذاشته اند. در اين كشاكش، چه قربانياني، راهي زندانهاي درازمدت، در ناكجاآبادهاي فراموشي شده اند و چه بسيار، انديشمنداني كه به جرم انديشيدن، در دادگاههاي غيرعلني و چند دقيقه اي، بدون حضور وكيل مدافع، تفهيم اتهام شدند و بي معطلي، به جوخه اعدام يا چوبه دار، سپرده شدند. اعدامهاي انقلابي، كه جهت پاكسازي محيط، از هر گونه تفكر متفاوت و مستقل صورت گرفت، داغ ننگي است بر پيشاني هويت تاريخ سياسي معاصر ايران و دردي است لاعلاج بر دل غرور ملي ما ايرانيان، از هر گروه و مسلك و با هر باور و عقيده كه باشيم

نوشته سهیلا در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 1:22 | لینک ثابت |

 

 

 

به نام اهورا مزدا، خدای یگانۀ هستی و گیتی،آفریننده انسان و انسانیت
به نام پیام آور کردار نیک،گفتار نیک، پندار نیک، پیامبر راست گفتار حقیقت جو زرتشت جاویدان
به نام تاج دنیا، ایران،سرزمین تمدن و مهد تاریخ گیتی،سرزمین خدای جاویدان
به نام پرچم سه رنگ سرزمینم با نشان شیر و خورشید جاویدان
به نام پدر تمدن و تاریخ میهنم ایران زمین، کوروش هخامنشی، شاه شاهان، بزرگ مرد مهرورزی وآزاد دینی
به نام ملت ایران، فرزندان خاک مقدس اهورایی،که گیتی و هستی از ایرانیان شکل گرفت
جوانان‌ ايران‌ برپاي‌ خيزيد و گرد و غبار روزگار ستم‌ِ جهان خواران‌ را از سر و روي‌ و چشم‌ و گوش‌ خويش‌ بپردازيد و باور كنيد كه‌ خون‌ آن‌ نياكان‌ در رگ هاي‌ شما روان‌ است‌ و مغز و انديشه‌ و اندريافت‌ شما بازمانده‌ و يادگار آن‌ بزرگان‌ است‌. برپاي‌ خيزيد و فرهنگ‌ خويش‌ را بازشناسيد و جايگاه‌ خويش‌ و كشور خود را در جهان‌ بازيابيد

نوشته سهیلا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 14:8 | لینک ثابت |

 من يک سربازم که در مقابل خدا، ميهن، عهدی به گردن گرفته ام.

من خدا را شاهد می گيرم که از لحظه ایکه عهد سربازی بستم، از هيچ خطری نمی هراسم وجان خود را در کف گرفته و برای میهن ام به استقبال خطر میروم.

من امروز سرباز ايران شدم، سرباز شدم که به راه نگاهبانی از کشورم، هر کاری را بکنم و سربازانی که هم سوی من هستند راه جاودانگی ايران را انتخاب کنند.سربازی که وطنش به خطر افتاده، جانش چه قيمت دارد؟

ايران ما مظهر قدرت سالم بود و ايران امروز مظهر کشتار هائی که جز از ضعف، ترس و بيچارگی نشانی ندارد و نشان دهنده خصوصيات مرگبار ويرانگران ايران است. اين وحشيان غارتگر ميروند و ايران آزاد میشود.

نوشته سهیلا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 13:41 | لینک ثابت |

چند وقته که دارم فکر می کنم راجب وطنم بنویسم..ولی هر چی فکر کردم و هر چی تلاش کردم نشد ،یعنی یه چیزایی نوشتم ولی دیدم حق مطلب ادا نمی کنه....تازه فهمیدم که من راجب ایران هیچی نمی دونم ...آخه میهنم خیلی بزرگتر از اون چیزایی که من فکر می کردم..آخه ایران من اون قدر راجبش میشه نوشت که هر چه بگیم بازم کمه...به یاد شعر زیبای مرحوم حسین گل گلاب افتادم(خدا رحمتش کنه) ..من که هر وقت به این شعر می خونم اشک تو چشام جمع میشه و از اینکه یک ایرانیم با تمام وجود افتخار می کنم ..شاید این شعر بتونه تا حدی حق مطلبو ادا کنه...به امید اینکه ایران و ایرانی همیشه پایدار باشه...

ای ایران....
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما

سنگ كوهت دُر و گوهر است
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم
برگو بی مهر تو چون كنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما
پاینده باد خاك ايران ما

ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام
دور از تو نیست ، انديشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما
پاینده باد خاك ایران ما

نوشته سهیلا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 13:25 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://dokhtarekorosh.blogfa.com. all right reserved
Design by <